.


Awful ²⁴³

• عمیقاً میتوانم پروردگار جهانیان را سپاس گویم که این توفیق را به من همی داد که این کتاب رو تموم کنم :| دشمن عزیز؛ در عین استقلال، جلد دوم بابا لنگ درازی به اون قشنگی. واقعا فکر نمیکردم اینجوری باشه :| کتابش ۵۰۰ صفحه س؛ ۴۹۹ صفحه اول عشق رو اصلا آدم حساب نمیکنه و هی به نامزدش [گوردون عزیزش😒] نامه عاشقانه میفرسته بعد صفحه ۵۰۰ تازه یادش میاد اسم کتاب چیه :/ تهش مینویسه رابین عزیزم دوستت دارم :/ ماذا الان‌؟ :||

سعی کردم زوری ازش جمله بِکَنَم:

نخل در رویای کاج و کاج در رویای نخل.

• کتابی که جدید میخوام بخونم موضوعش فِرچته هاست ^^ 

• امروز هم قرار بود امتحان دینی داشته باشیم هم کنفرانس گروه ما. منم تمام پنجشنبه جمعه مو غصه خوردم که حوصله ندارم دینی بخونم. ولی خوندم و کلی عم واسه کنفرانسه خوندم . بعد امروز رفتم میبینم میگه امتحان نیمیگیرم دستگاه چاپگر مدرسه خرابه. خب بمیر :] تازه هفته دیگه میخواد امتحان بگیره.

• تازه فردا امتحان دفاعی و ریاضی :|

• سه شنبه عم مدیترم زبان :| 

• عه راستی ما شنبه میریم اجرای تئاتر احتمالا نیستیم زنگ دینی .. ژوووووووون :))))):خب نظرم عَبَض شد نمیر :|

• عرررررررربده مدرسه مون پفیلا اورده :)))) دو بسته خوردم امروز :| پفیلا ایز مای فرست & لست لاو :]

• دیگه باید برم ساک مشهدمو بیبیندم ^^ عرررررربده :)))))) بچه ها از خودشون دَروَکردن که تاریخ حرکت قراره مولکول شه ب اسفند. کاش اینجوری بشه بنا ب دلیلی :|| 

• امروز لحظه اخر پشیمون شدم رضایتنانه و پولو ندم :| غزل قیافه شو کج و کوله کرد گفت اذیت نکن من بخاطر توی نجچتربطتنچنچا کلی نیشستم مامان بابامو راضی کردم. گفتم باشه ولی باید کیک و شیر کاکائوتو بهم بدی تا نظرم برگرده و بیام :] شیر کاکائوشو نداد ولی کیکشو چرا. منم گفتم خب پس برو پفیلا بخر برام :] اونم رفت خرید :] منم رضایتنامه و پولو دادم سپس :]]

• خداروشکر که امروز شنبه س و کلاس زبان نعارم :]] 

• کتاب فرِچته ها میتونه ژذّاب باشه :] 

• کتابخونه مدرسه مون پیشرفت کرده کیمیاگر میاره.

• خیلی چیزا بود که میخواستم بگم و یادم رفت.

• میدونین جین وبستر [نویسنده بابالنگ دراز و دشمن عزیز] که انقد عاشق بچه ها بوده موقع بدنیا اوردن بچه خودش از دنیا میره‌ و هرگز طعم مادری رو نمیچشه؟ :[

• فکم رگ به رگ شد از بس ادامس جویدم.

• پست بعدی -> لغتنامه معین <- صرفا جهت اینکه یادم نرع :|

• بی قضاوت بخونید.

• بعدا نوشت: چرا غلطای تایپی رو گوشزد نمیکنید :/

آندرومدا :) ۰
محمد روشنیان
خیلی کوچیک بودم که دشمن عزیز رو خوندم
🍁 غزاله زند
امیدوارم همه امتحانات رو خوب بدی و اگه قراره چیزی لغو شه،بهت وحی شه :))
دلم برای نویسنده کتاب بابالنگ‌دراز سوخت :/ 
مشهد پیشاپیش بهت خوش بگذره ;) 

ممناااان ۱ :)

ممنان ۲ :))

جملک نویس
سلام
عکس جالب بود
راستی به روزیم
التماس دعا

:]

سکوت :)
چه جوریاس؟! از کلاس زبان بدت میاد؟ چرا میری خو؟! :|
من :( مشهد :( حسودی :(
خوش بگذره ولی! :)

زوری :']

تنکس دیِر ^^ 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
• از یک فرفر مویِ خندآن بخوانید.
• آندرومدا اسم یه کهکشانه.

• بفرمایید چنلم؛ ماچالا ماچالا شونصد کا ممبر داره ‌D: ⬇
anothergalaxy_blog_ir
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان