آآنـــدرومـــدآآ

- هیچ - جز همه چیز -

آآنـــدرومـــدآآ

- هیچ - جز همه چیز -

آآنـــدرومـــدآآ

آندرومدا اسم یه کهکشانه... نزدیکترین کهکشان به راه شیری... حالا حالا ها هم قرار نیست به ما بخوره!
تعریفی از آندرومدا میتونه " یه دخترِ خندونِ آشوبِ دوستدارِ کتاب و نجومِ معمولیِ معمولیِ اهلِ قصه نوشتنِ متنفر از علامت تعجبِ دیوونهٔ آنشرلی و خانهٔ کوچکِ عاشقِ پدر و مادرش " خلاصه بشه. به دنیای ناپخته من خوش اومدید :)

تولد؟!

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۵۸ ب.ظ

امروز ۲۵ دی، روزیکه همیشهٔ سال انتظارشو میکشم...همیشه توقع یه اتفاق خاص و رویایی دارم...همونایی که توی فیلما اتفاق میفته...

صبح، ۱۰ دیقه بعد از تولدم از خواب بیدار شدم. خواب آلودتر از همیشه و شاکی از نبود چند روزهٔ مامان رفتم مدرسه. تبریک گفتن و خب از چندتا از دوستام انتظارات دیگه ای داشتم که خب هیچی بیخیال =] خونه ام که کلا اصن هیچی...همه طبیعیش کرده بودن که اصلا انگار نه انگار...در هر صورت چرت بود خب امروز...هیچ نیرویی نمیتونه به اندازه نیروی روز تولدم توی من اثر داشته باشه و خب کلا نابود شد روز تولدمان ... اصلا بیخیال... به قول خانواده گرام مَن دیگه بزرگ شدم =] دیگه ام نمیخوام راجع بهش حرف بزنم میخوره تو ذوقم اعصابم خورد میشه...  ۲۵ دی ...

• از اونجا که حفظیجاتم خیلی خوب نیست همیشه درس دینی رو خراب امتحان میدم. امروز هم که پرسش دینی داشتیم خب نصف نمره رو گرفتم که بیخیال...برام مهمه خب ولی بیخیال.

عادتمه پامو تند تند تکون بدم وقتی میشینم و بغل دستی گرام همون دوست روان پریش و اون قضایا همیشه از این عادت من عاصیه و نمیذاره با خیال اسوده این کارو انجام بدم. انجام این کار واقعا اذیتم میکنه و باعث میشه پام خیلی خیلی خیلی خسته شه و دچار ضعف بشه ولی نمیتونم این عادتو ترک کنم... امروز بعنوان کادوی تولد از طرف دوست روان پریش میتونستم زنگ اخرو هی پامو تکون بدم...خیلی اذیت شدم و پام داره میمیره الان =| 

• امرو میخواستم بگم "پشت برگه"؛ گفتم "برگشتنی" =\

• مامان کِی میای؟ =[

• شونزده سالمه واقعا؟

• امروز خیلی لعنیته. حالم ازت بهم میخوره بیست و پنج دی.

  • آندرومدا :)

نظرات (۹)

نه تو الان وارد شونزده سال شدی و پونزده سالت تموم شده ولی در واقع الان پونزده سال و چند ساعت داری 
پاسخ:
عررررررررربده نخیرشم شونزده سالمههههههههههه
  • بهار پاتریکیان D:
  • تولدت مبارک جانم ، ایشالا که همیشه خوشحال و شاد و خندون و سلامت باشی :))
    پاسخ:
    ممنانات پاتریکولی =]
    یادم میاد چند روز پیش بت تبریک گفتم واضافه نمودم اولین نفری هستم که بت تبریک گفتم..عاره؟:)))
    پاسخ:
    عاری =]
    نه خیرم پونزده سالته 
    اینو ببین 
    http://bayanbox.ir/info/6992043452839173636/Screenshot-20170114-171304
    پاسخ:
    وا نمیشه عکسه هرررهرررهررر
  • زهرا هستم
  • 16 ساله تنها؟ :|

    معمولا تو دنیای اونور آب 16 سالگی اندازه چهل سالگی با ارزشه :| و چنان براش مرااسم گرفته میشه آدم حس میکنه داره عروس میشه :))
    پاسخ:
    هعی =|
    حالا هر موقع باز شد میبینی که پونزده سالته 
    پاسخ:
    عرررربدههههه بگگگگوووو چی بوووووود
    شاید باورت نشه ولی من از تولد بدم میاد -_-
    پاسخ:
    چیرا؟
    بهت کادو دادن؟:))
    مامانم میگه خرس گنده کادو میخاد چیکار؟
    تازه از کیک وبادکنکم خبری نیست:``(((
    پاسخ:
    بلوز شلوار و پول =\ بدم میاد از این کادوها =\ 

    عه الان فهمیدم که چهار روز اختلاف سنی داریم :))))
    پاسخ:
    من بزرگترم :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">