تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
- بزرگ میشم یادم میره :]


۵ مطلب با موضوع «کشفیات» ثبت شده است

از خصوصیات پی پی طوری که دارم اینه که بنا به دلایل بس مسخره ای از خیلی کارای عادی جلوی مردم , فامیل, خانواده و در هرصورت هر اجتماعی پرهیز میکنم . سریع مثل چی خجالت میکشم, در صورتی که اون کار شاید چیزی نباشه انچنان که من اونجوری خجالت بکشم یا نگران باشم دارن نگاهم میکنن یا فلان.

از اون روز توی اصفهان شروع کردم, مثل کرگدن آبی رفتم توی حوض بدون آب نشستم کلی حال کردم ^^ :>

روز عید عم دستمو بردم بیرون از پنجره :/

یا مثلا وقتی پسرعموی دو سالم انگشتامو گرفت و گفت لاک زدی , مثل قبل تا سه ساعت سرخ و سفیدم نشدم :-\ فقط نیشمو گشادم و فرمودم عاوره.

یا مثلا امروز یه اتفاقی افتاد که واقعا حق من بود. منم برای اولین بار توی عمرم پای حرفم و حقم ایستادم و خجالت نکشیدم. جوری که عموم با تحسین بهم گفت آفرین حرفتو بزن!

خدا رو شکر بابت ۹۶ ^~^

لوکیشن عسک:حوض خالی میدان نقش جهان اصفهان ^~^

"مجموعع پست عای عنتشار در عایندع "


آندرومدا :) ۹۶-۱-۰۲ ۳ ۳ ۹۹

آندرومدا :) ۹۶-۱-۰۲ ۳ ۳ ۹۹


شُمام وقتی دارین آهنگ گوش میدید توی ذهنتون ازش موزیک ویدیو درست میکنید با حضور خودتون عندرون موزیک ویدیوعه یا فقط من اختلالات روانی دارم؟ :||| 

- با اهنگای لیتو خعلی حال میده این حرکت :|| مثن اون تیکه ک اهنگه اوج میگیره خودمو تصور میکنم موهام لَخته بصورت اسلوموشن وار از راست تکون میدمش چپ. از اطرافم دود سیگار میاد. موهام توی روشنایی اندک پنجره معلوم باشه. اتاق تاریک و مخوف باشه. بوت بپوشم پامو لش طور اویزون کنم ع صندلی. واعی یه نشونه خفن عم رو مچ دستم باشه.

من برم بمیرم ^^ 

- قبل ع مرگ اینم بگم ادبیات معنی شعر و نثر + معنی واژه رو ۲۰ شدم . دلِدون عاب. 


آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۰ ۵ ۰ ۶۸

آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۰ ۵ ۰ ۶۸


این دو روز با تمام وجودم خندیدم. واقعی واقعی. همیشه خنده هام واقعین. اما این بار بلند بودن...از ته دل...از اونا که ادم از روی صندلی میفته :]

چندسال پیش ؛ بچه بودم؛ فیلم "آخرین مجرد" تازه اومده بود بیرون. یادمه سر یه صحنه خیلی زیاد مُردم از خنده در حالیکه از صندلی افتادم پایین :] داداچ داچت پوکر نیگا میکرد.

این دو روز جودی آبوتِ مدرسه شده بودم. پس از مدتها موهامو از دو طرف بافتم و میپنداشتم شبیه دوشنبه بیده باشم D:  

• امروز چهاردهمه؟نه سیزهه.  پ سیزده روز دیگه تا مشهد :] 

لامصب امسال خیلی پول میگیرن :| دو برابر پارسال :/ صد تومان کلاسم ریاضی هم رو شاخ بابی جان بیدِس. تازه شانس آوردم هنوز موعد واریز شهریه کلاس زبان نرسیده :\ وگرنه یقینا باید در حسرت مشهد میموندم. ولی خب از یه طرف بخاطر مشهد رفتن عروسی پسر داییمو نمیرم -.- به هر حال من هیچ جا رو با مشهد عوض نمی کنم و از این بابت کفش مَفش و اینا راحتن واسه عروسی :') چقد فداکارم من ^^ اسطوره ایثار و از خودگذشتگی :'''''')

امام رضا فانوسا بطلب :||||||||

ولی خب تمیزه دیگه هتل و ایناش. پارسال که برده بودنمون اردوگاه تازه خارج از شهر :|| عَد ما رفته بودیم اونجا چاهاش زده بود بالا :/ ولی خب زهرا میگه این هتل جدیده خعلی تَر تمیزه. به قول بعضیا تِرکِ تمیزه :) زهرا عربده میکشید میگفت میشه تو دسشوییاش زندگییییییی کرد :| 

وای خدای من سومین بار مشهد رفتن میتونه چجوری باشه؟ عرررررررررربده آیم خوشحاااااااااااال :) 

• امروز وسط تمرین تئاتر، بچه ها اومدن گفتن خانوم گفته بیا بالا ده دیقه درس دادم باز برگرد پایین. منم لباس تئاتر تنم بود :/// چادر یکیو برداشتم با اون لباسا رفتم سر کلاس نشستم. کرکر خندیدن بِم ...آلسو دبیر :| 

• امروز بابام ۳۲ دیقه دیر کرد -.- 

• نزدیک شونصدهزارلاک و انواع و اقسام زیورآلات اندرون کمدم جای گرفت و مرا بیش از پیش عربده کشان ساخت.

• برخلاف این هفته ای که گذشت، هفته ای که داره میاد بسیار تیاصنیتبحیتینستصحپصسجپسخسوسهسویهصوخدسجسچیخیوخسچحه :) مسلما هفته ای قهوه ای تر از شنبه ای که امتحان دینی ، یکشنبش امتحان دفاعی و سه شنبش میدترم زبان اندرونش داره، نیست خب یقینا ... نیس خو دیگه قهوه ای تر :)

• واقعا دیگه 'دشمن عزیز' داره حالمو بهم میزنه چرا تموم نمیشه شونصد ساله :) در عوض 'سیگار شکلاتی' رو تموم کردم 🙌

• اگه اهل موزیک خارجکی هستین some body I used to know از Gotye و Kimbra شدیدَنات و عربده کشان پیشنهاد میشود :)

• خیلی چیزا بود که میخواستم بگم ولی یادم رفت.

• آها...از این به بعد سکته میکنم تا بالاخره جمعه ها ساعت ۱۱ شب بشه و برنامه مورد علاقمو از شبکه چهار (:/) ببینم. در این حد روانیش شدم که همین الان یه دفتر گنده براش برداشتم تا حتی اگه مجریه اب دهنشم قورت میده بنویسم توی دفتره :')

• اگه غزل نیاد مشهد بدبخت میشم :') با کی بریم سوتی بدیم بخندیم؟! با کی بریم بگیم 'آقایی ، آب شیرموز میدی' ؟! :') با کی ، رفتنی تا صب توی قطار ضعف بریم از خنده؟ با کی برگشتنی تمام طول راهو بگیریم بکپیم از خستگی؟ با کی بریم دستبند مسخره پونزده هزار تومنی بگیریم و پشت بندش عربده بکشیم؟ با کی سر به سر اون کنه هایی بذاریم که از دم مغازه های عطرفروشیشون عربده میکشن خانوم بیا عطر بخر؟ با کی ۵ روز تمام چیپس و دوغ بلمبونیم :'') غزل بیا فانوسَنی :')

• مطلبی که امروز کشف کردم این بود که دیروز که با تمام وجودم خوردم زمین تمام نیم تنه چپم کاملا نابود شده. دیروز فکر میکردم فقط زانومه که ترکیده. امروز فهمیدم کتف چپم عم میایهقومیچیخییویه شده :') وقتی کسی حتی روش دست عم میکشه عربده میکشم سرش =\ 

 قالَ الْیاسُ: رپ یعنی آرمان. از زیر زمین پرواز به اوج آسمان.

• ربطشم به خودم مربوطه -.-

• پیش بسوی ۵۰ ستاره روشن :')


آندرومدا :) ۹۵-۱۱-۱۳ ۵ ۰ ۷۷

آندرومدا :) ۹۵-۱۱-۱۳ ۵ ۰ ۷۷


الان که فکر میکنم میبینم اون موقع ها که گوشی نداشتم خیلی خوشحالتر و سرحالتر و سالمتر بودم. البته میدونین...به جنبه نداشته منم بستگی داشت که همونطور که ذکر شد جنبه شو نداشتم و لذا شبانه روز بصورت قطع نشدنی این ماسماسک و به قول بعضیا صاب مُرده به دستمان چسبیده است و هندزفری اش اندرون گوشمان =]

مثلا الانا تنها فکری که توی راه مدرسه به خونه ذهنمو مشغول میکنه اینه که الان برم بشینم پا صاب مُرده =| اما اون موقعا که گوشی نداشتمش میگفتم برم خونه کتاب بخونم ^^ یا درس بخونم =\ ایی =|

دوران امتحانات ترم اول ینی تا همین چند روز پیش خیلی خودمو کنترل کردم که سمت گوشیم نرم و نزدیک سه هفته حتی به گوشیم نزدیکم نشدم. در عوض با تبلت و کامپیوتر خیلی حال کردم تو این مدت =D

خلاصه اینکه گوشی همیشه برا من افسردگی و اعتیاد میاره =| و باعث میشم که به خیلی علایقم نرسم.. همیشه ی خدا کپیده ایم روی تختمان و شادمهر و لیتو و زین و احسان و ۲۵باند و آی هیت یو آی لاو یو گوش مینماییم؛ کر میشویم و کور میشویم و میمیریم =| به قول برخی خردمندان به غارنشینی روی آورده ام =| 

• وقتی اهنگ رو پلی مینماییم، تا اخرین درجه ممکن صداشو بالا برده و به پیغام اخطار گوشی که میگوید برای سلامتی مضر است چارصدوچار نات فوندی نثار کرده و سپس پس از چند دقیقه که صدایش عادی میشود هندزفری را اندرون گوش میفشاریم و چونان میشود که پرده گوشمان چند کیلومتری جابجا میشود =|

• غزل میگفت چشمانش تار میبیند بخاطر در اوردن ته گوشی =| لذا میترسد به والده اش بگوید. چون میداند که والده اش پس از کوباندن اندرون سرش گوشی اش را ازش گرفته و عینک چشمش میکند =| لذا وان آو اَور بِست فرند فور اِوِرِمان ایز لُسینگ هر آیز =|

• شادمهر بزرگ میفرماید تنهاییام غمت نیست. 


آندرومدا :) ۹۵-۱۰-۲۱ ۳ ۹ ۷۰

آندرومدا :) ۹۵-۱۰-۲۱ ۳ ۹ ۷۰



سلام. اولین پستمه.حس میکنم نوشتن توی اینجا میتونه خیلی باحال و هیجان انگیز باشه... نه؟

.

.

.

.

عه . نه؟ :/

من امروز یه کشف مهم کردم. اینکه اصولا با تعداد کمی از افراد اتفاق نظر دارم و این فکر کنم خیلی بد باشه و در عین حال یه مقداری خوب

بدیش اینه که خب بی شک بعد از اظهار نظر باید برای طرف مقابلم و گاها طرف هااای مقابلم کلی بحث و دلیل و دعوا پیش بیاد و تهش به اعصاب خوردی ختم شه

خوبیش اینه که خب میتونم از اون حالت تکراری در بیام . مثلا توی یه جمع 19 نفره که همه از دممممم نوازنده و خواننده و اهل موسیقین 18 نفر به هر دلیلی میگن خواننده فقط ایکس.

منم میگم احسان* . خب اینجا علاوه بر خاص بودن احساس غربت هم بهم دست میده که از معایب محسوب میشه :/



ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی:

1. "احسان" همان "احسان خواجه امیری" جان میباشند ^ـــ^

2. یه خاطره میخوام بگم حس تایپ میخواد که من ندارم :/ اومد حسش مینویسم

3. آهنگ جدید داداچ حامد همایونو شنیدین؟ اگه سبکشو دوس دارید حتما گوشش بدید:

دانود از سایت پاپ موزیک

4. اولین امتحان ترممو خدا بخواد 20 میشم. نخواد هم که خب نه! خدا جونم بخواه خدایی -.-

5. دیروز تصمیم مهمی گرفتم. خدایا مرسی از اینکه درستو نشونم دادی.

6. عرایض تِمومه :)


آندرومدا :) ۹۵-۱۰-۰۲ ۴ ۵ ۱۱۷

آندرومدا :) ۹۵-۱۰-۰۲ ۴ ۵ ۱۱۷


اگر آندرومدآ را می شناسید سه نکنید! بگذارید اینجا را داشته باشد.