۱۶ مطلب با موضوع «عکس» ثبت شده است

تو ماهی و من ماهی این فلان و اینا •.•

چهل ستون ^^ ماهیاش توی یه صف بیدن ^^ کفشمم اصنشم همه جا نیس توی همه عسکا ^^

"مجموعع پست عای عنتشار در عایندع "

  • آندرومدا :)
  • جمعه ۴ فروردين ۹۶

تحول

از خصوصیات پی پی طوری که دارم اینه که بنا به دلایل بس مسخره ای از خیلی کارای عادی جلوی مردم , فامیل, خانواده و در هرصورت هر اجتماعی پرهیز میکنم . سریع مثل چی خجالت میکشم, در صورتی که اون کار شاید چیزی نباشه انچنان که من اونجوری خجالت بکشم یا نگران باشم دارن نگاهم میکنن یا فلان.

از اون روز توی اصفهان شروع کردم, مثل کرگدن آبی رفتم توی حوض بدون آب نشستم کلی حال کردم ^^ :>

روز عید عم دستمو بردم بیرون از پنجره :/

یا مثلا وقتی پسرعموی دو سالم انگشتامو گرفت و گفت لاک زدی , مثل قبل تا سه ساعت سرخ و سفیدم نشدم :-\ فقط نیشمو گشادم و فرمودم عاوره.

یا مثلا امروز یه اتفاقی افتاد که واقعا حق من بود. منم برای اولین بار توی عمرم پای حرفم و حقم ایستادم و خجالت نکشیدم. جوری که عموم با تحسین بهم گفت آفرین حرفتو بزن!

خدا رو شکر بابت ۹۶ ^~^

لوکیشن عسک:حوض خالی میدان نقش جهان اصفهان ^~^

"مجموعع پست عای عنتشار در عایندع "

  • آندرومدا :)
  • چهارشنبه ۲ فروردين ۹۶

داداچ برو اونور خطم نره عندرون جزایرلانگرهانست :O

نفس خبیث: من که تو را میشناسم :| فقط زرش را میزنی :|| عمرا اگر این را پر کنی پشگل :|||

" این پست دیشب نوشته شده " مجموعه پست عای انتشار در عاینده ^~^ " عاغا ینی الان من کنار دریام ^~^ "

  • آندرومدا :)
  • سه شنبه ۱ فروردين ۹۶

عاوخرین کتاوب ساول ١٣٩٥

سالی که هنوز نیومده، هندزفری عزیزم خراب بشه, دیگه ساله؟ نه من از شما میپرسم مردم . ساله؟ 

- امروز چند ساعت نزدیک بود از ذوق بمیرم. اون موقع ک رفتیم بازار شب عید :) دو تا شمع فینگیلی گرفتم اندازه جوجه ان :) و به آرزوم رسیدم و از اون انار شیشه ای عا گرفدم ^~^

- وای عاغا هندزفریم :'(

- بخش دوم سفرنامه اصفهان را خواهم نوشت :))

- هندزفریم :( عاغا :''(

  • آندرومدا :)
  • يكشنبه ۲۹ اسفند ۹۵