🌌آندرومدا :)

دخترکی که بالاخره یک روز بر فراز کهکشآنـــ🌌ــــها پرواز میکند...باور نمیکنی؟ بنشین و تمآشا کن...

لبخندی که پاک نمیشود.

  • ۱۵:۴۲

عررررررربده دیروز اونهمه چیز میز گفتم واسه مشهد ، الان فهمیدم آزمون IMC -آزمون جهانی ریاضی- که قد چی براش برنامه ریزی کردیم ۲۸ بهمن برگزار میشه در حالیکه من ۲۶ بهمن به بعد اندرون مشهد به سر میبرم. ولی در هر حال من باید مشهده رو برم صوبته :) so آزمون تعطیل ؛) دیش دیریدیدین دیش دیریدیدین دیش دیریدیدین D=

• من: نرگس زینُ گوش دادی آهنگ آخریشو؟

کریم: زینو زینو مُ بیقرارم زینو =\ 

قشنگ ناباد کرد دنیای موزیکو =\

• امروز آزمون داشتیم خفن.لیگ علمی مرحله اول :/ قد پشگل عم نخونده بودم :/ 

وای ۹۰ تا سوال بود. ریحانه پشگل پاسخنامه شو گذاشته بود رو پاسخنامه من; همه جوابا رو توی پاسخنامه اون وارد کرده بودم =\ فکر کن گرفتم نود تا دایره تو پر رو پاک کردم و نودتا دایره توی پر توی پاسخنامه خودم کشیدم =[ ریحانه آشخال چه میخندید کر کر =\ چقد فحش دادم بِش نکبت. البته هار هار دلم خنک شد یه سوال ریاضیو جواب غلط داده بود D=

• دیروز رفتم بوفه بستنی خریدم با این گلو و قیافه داغان سرما خورده. داشتم با بوفه دارمون میخندیدم هرهر. غزل کنارم وایساده بود. منم اصولا ب طرفین میخندم =\ زارت کله هامون خورد ب هم. بدبخت فلک زده کله م خورد ب ابروش. 

• جلسه بود مدرسه مون امروز واسه توجیه اولیه برا انتخاب رشته. دو ساعت داشتیم با غزل زرت و پرت میگفتیم فحش میدادیم مامانش پشتمون بود =| بعدش سلام احوالپرسی اینا کردیم چند نفر از دوستامم اومده بودن پیشمون. مامانش پرسید همتون توی یه کلاسین؟ - گفتم نه خاله. غزل یه کلاس دیگس. ولی ما بقیه همه توی یه کلاسیم =‌D - مامانش گفت آره شانسِ (مکث کرد و ادامه داد) دختر منه.

حس کردم یه چیزیو نگفت =| حس کردم البته. در حد یه حس بود ینی =]

• کی حال داره انشای طنز و غیر طنز بنویسع؟ -دشششششششمن

• کی حال داره شونصد صفحه مبتکران حل کنه؟ -دششششششمن

• سیصد قرن از تولدم گذشته ولی ستایش بهم پیکسل کادو داد =D

• دیشب شام کتلت خوردیم D= مامانم امروز واسم لقمه کتلت گذاشته بود. حالا همیشه پنیر منیر میزاره شانس من ایندفعه ک آزمون داشتیم و خوراکی رو سر کلاس خوردیم، کتلت بود بوش پخش شده بود لَنتی  =\ ولی از شبیخون دشمنان و همکلاسی هل و نیز دبیر مراقب جلوگیری کردم D= ناخارمونم کله پاچه ایی =\ من آف کُرس ، ایت کوکو اِگِن =|

• بازرس اومده بود ببینه نحوه برگزاری آزمونو. یه مَرده بود. اومدع بود توی پانکراسم میپرسید آزمون چطوره؟ =\ حالا قبلش عررررربده میکشید یالله یالله ولی باز میدوید بیاد =\

• آهنگ مردم شهر | حامد همایون شدیدا پیشنهاد داده میشوندی =) لینڪ

• خدآ...شکرت💜

❤خدآ شڪرت❤

  • ۱۴:۱۶

حقیقتا و فانوسا خدایا شکرت. دینی رو ۲۰ شدن یه معجزه الهی بود والا =| 

اگه اون مسئله لعنتی فیزیکو که شتابو میخواست و یک دقیقه رو بجای شصت ثانیه، سی ثانیه فرض نمیکردم و گند نمیخورد توی  اندرون بقیه محاسباتم، ۱۹.۵ میشدم و احتمالا میداد ۲۰ و بیست میشدم =| ولی خب رسمش اینه که بالاااااخره باااااید یه جا گند بزنم =|

عرررررررربده باید ۲۰ میشدم. 

• سقف کلاسمون آب ازش چکه میکنه؛ و دقیقا بالای سر منه =|خواهد ریخت بزودی =|  هشتگ پلاسکو =\ 

• چارتا انگشت دوست روان پریشمان امروز صاف اندرون چشمانم نیشَست (داشت میگفت اونور =| "اونور" سمت من بود. )

• سرماخوردگی خفیفی خوردم در حد لامصب. صبح هوا تاریک بود از خواب پا شدم از شدت سرما.  ناامیدانه و گشادانه گفتم بیخیال نمیخواد بری پتوی دیگه برداری، دو دقه دیگه باید پاشی بری مدرسه. دیگه وااقعنی داشتم سگ لرز میزدم ؛ به قول صادق هدایت، داداچ صادق عزیز، "مع هذا" پا شدم پتو رو برداشتم. ساعت ۴ بود. مونده بودم تا دو ساعت و چهل و پنج دیقه بعدش که میخواستم پاشم و برم مدرسه به بستنی (بقول یک موجودِ عشق "بسنَنی") آلاسکایی تبدیل میشدم یا نه.

• شما چند شدین؟ =D تا چیز نشه که ول نمیکنم حالا =D

• پنجشنبه تولد بهمن بیدست. فک کن تولد بهمن، توی ماه بهمنه ^^ روی مخ مادرمان میرویم تا ا‌جازه بدهد برویم =|| عاری =|| هشتگ کمپین مادر اجازه بده. به قول همان موجود عشق "اِزازه" ^^

のear enemy

  • ۲۲:۵۵


هروقت که خانواده ای میخواهد دختری را از پرورشگاه ما بگیرد من با قلبی لرزان می ایستم و انگار دارم در نقشه های سرنوشت دست می برم. کوچکترین حرکتی ممکن است همه چیز را به هم بریزد. کودکی میخندد و خانواده ای با عشق او را میبرند. کودکی عطسه میکند و برای همیشه شانسش را از دست میدهد.

دشمنِ عزیز | جین وبستر

تنها چیزی که راجع به دشمن عزیز میدونستم این بود که ادامه بابا لنگ دراز بود. چندماه پیش که خریدمش فکر میکردم خیلی ژَذّاب و قشنگ باشه و کلی براش ذوق داشتم اما با خوندن چند صفحه ش خورد توی ذوقم. 

الان که از اول میخونمش میفهمم بد نیست همچین. ولی خلاصه توقعم یه چی دیگه بود. کتاب توی سبک بابالنگ درازه اما به اون شیرینی اون نیست. این بار نامه های سالی مک براید =]

• #وانمود 

• دیگه چشم از شبکه شیش برداشتم بلکه غم و غصه ش از دلم بره.

• خوندن کهکشان ، زوری نیست والا =] 

• یک ساعت و ۲ دقیقه تا دو بهمن.

زندگی بخشیدن کلیشه نیست. خز هم نیست. باور کن!

  • ۱۹:۳۳

• این قضیه رو اعصابمه که واقعا ما همون مردم بی لیاقتی هستیم که به قول زیر نویس شبکه شیش " بیش از ۲۰ نفر آتش نشان" فدامون میشن؟!

لیست مراکز اهدا خون

• زندگی بخشیدن کلیشه نیست. خز هم نیست. باور کن! ... و بغض داشتن هم. 

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
اگر آندرومدآ را می شناسید {۳} نکنید! بگذارید با خیال راحت خیال ببافد تا ابد ∞
Designed By Erfan Powered by Bayan