تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
- بزرگ میشم یادم میره :]


۱۳ مطلب با موضوع «خدآ» ثبت شده است

فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۲۳﴾

خدایا من تلاشمو کردم، بهت بیش تر از همیشه نیاز دارم. کمکم کن. تو این مورد فقط تو می‌تونی. جواب حال خرابیامو اونجوری که می‌خوام بده. خیلی دوست دارم. کمکم کن.


آندرومدا :) ۹۶-۳-۰۱ ۷ ۲۱

آندرومدا :) ۹۶-۳-۰۱ ۷ ۲۱


وقتی به "خدا" فکر میکنم احساس میکنم اون "الف" ٍ تهش قراره تا اوج فلک ... تا اوج بی نهایت بالا بره...


آندرومدا :) ۹۶-۲-۱۵ ۱ ۵ ۱۴۷

آندرومدا :) ۹۶-۲-۱۵ ۱ ۵ ۱۴۷


وی اهل فیلم دیدن نبود و وقتی خز یک فیلم در می آمد آن را مشاهده مینمویید.

عاغا من ژدیدا میخاسدم با اون یاروعه رل بزنم که پرستار ویل ترینر بود :|| عاشخال رفت کارنو برسونه هتل :| لیاقت ندارن ک :| 

- با چه مشقتی فیلم دیدم!! زیرنویسلش کاملا طور برعکس بود!! الثم یروجنیا :|| "از چپ بخونید :/ "

~ وای عاغا نگفتم چیشد؟ :| بابای غزل فالوم کرده :|| منم نمیدونستم :| زین درحال ضبط موزیک ویدیوی جدیدشه..موهاشو سبز کرده :/ عکسشو گزاشتم استوری اینستا, بعد نوشتم همسرم چرا بدون هماهنگی و مشورت با من موهاتو سبز کردی؟ :|| هیچی دگ بابای غزل فالوم کرده بود ://

- چقد داغون شدم از این چندروز که برگشتیم. کارای سختی در پیشه که آندرومدا مجبوره انجامشون بده. کی از اجبار خوشش میاد؟ دششششمن. اوف. راحت بگم حال این چندماه آینده رو ندارم.

- ارواح عمه ام میخواستم شیمی رو امروز تموم کنم. ولی خب...حسش نیس.

- روزانه نوشتن به مغزم اکسیژن میرسوند. دیگه انگار همه چی مسخره شده و تموم خوشحالیام خلاصه میشه به فوقش یه اتفاق خوش تو یه هفته. آندرومدا دلش اتفاقای شیرین میخواد. آندرومدا دلش قبلنو میخواد. اون موقع که زارت زارت خوشال بود. توی مدرسه, پیش غزل همیشه پوکر, پیش ریحانه زورگو, پیش نرگس لجباز, پیش کریم ابروخفن, پیش ستایش بی شربیت, همه چی خوبه؛ از خنده ضعف میرم, ستایش بی شربیت عم هی انگشت میکند عندرون چال لپم :|| ...خونه که میرم همه چی بهم حمله میکنه. _ شایدم من اینطور فکر میکنم... شایدم من اشتباه اینطور فکر میکنم...

~ ایمان دارم که میگذره.

| و بر خداوند توکّل کن  و همین بس که خداوند وکیل و نگهبان تو است.|

|وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا|

 


آندرومدا :) ۹۶-۱-۱۶ ۶ ۲ ۷۷

آندرومدا :) ۹۶-۱-۱۶ ۶ ۲ ۷۷


فردا اخرین امتحان را داده و خلاص :* ازادی :* اینستا :* کتاب :* فیلم :* 

و البته کلاس زبان می اید و می بوقد عندرونش T_T پنجشنبه چیرا باید برم کلاس جبرانی زبان؟ :| ب کدامین گناه O:| 

افسردگی تمام وجودم را فرا گرفته است. ظاهر و باطن ترکیده میباشد ات آل. داداشم ک سال ب سال نیگا نمیکنه منو , میگه چرا انقد شلخته ای. امتحان دارم امتحان میفهمی.

- فقط نمره عربی و زبانمو میدونم ک بیس شدم. دینی و مطالعاتو گند زدم مطمعنم :[ 

- اون موقع ک رفته بودیم مشهد, زهرا داشت عقب عقبی راه میرفت. خورد ب ی پیرمرده. پیرمرده :یِواش خانِم :|

- وای عاغا :| نزدیک بود عشقدون بمیرع :| دست فرمون بابام اصن ... T_T سر یه پیچ, زود پیچید. از بغل چرخیدیم دور جدول :! سه ساعت ماشین داشت بالا پایین میپرید. منم یه هینی کشیدم...یه هینی کشیدم... :| جدی خیلی بد بود. اصن وقتی ماشین ثابت شد حس کردم بند دلم پاره نشده. نابود شده :X ماشین اندکی ترکید . عشقدون عم ک سالمه :* فقط تا دو ساعت داشت به سوی مرگ بال بال میزد فرشته گونه :| ولی حال میداد بمیرم فردا امتحان علوم ندم :|| (اثرات گوش دادن ب اهنگ زندان چاوشی _ بمیرید و بمیرید و بمیرید :| )

خدایا شکر*.* 


آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۷ ۱ ۱ ۶۴

آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۷ ۱ ۱ ۶۴


- دیروز از درس و مخشمان زده ایم رفته ایم خانه ننه بزرگمان روضه...رفته ایم کمکش کنیم. در کمال ناباوری استنبولی میدن ب ادم واسه ناهار :| خو نامردا چرا نمیفهمید من ع این غذا متنفرم نامصبا؟

- یه خونه داریم یه مستاجر فقیر توشه. ب زنش زنگ زدیم بیاد روضه خونه مام بزرگمینا. با بچه نوزادش اومد. ب جرءت میتونم بگم بچش نقاشی خدااست!! چشمای درشت و طوسی. باور کن وقتی ب چشماش نگاه میکنی یه کهکشان میبینی. یه دنیای جدید. ماشالله ولا قوت الا بالله العلی العظیم. از مامانش گرفتمش تنهایی با هم نشستیم توی اتاق اصن نرفتیم اونور :-\ اصن گریه کردن بلد نبود. با اون لثه های بی دندونش همش میخندید O:D نامصب یه سره موهامو میکشید T_T. پنج ماهشه اسمش عسله ^~^ تیکرار میکنم ماشالله و لا قوت الا بالله العلی العظیم  :')

گفتم ک وضع مالی خوبی ندارن. توی بغلم بود یه سره زارت زارت :/ برگشتم ب مامانش گفتم فک کنم جاش خیسه چون انگار داره اذیت میشه. گرفتش بغلش. اصن ضایه بود پوشکش خیسه. ولی عوضش نکرد. عمه م اومد گفت بهش عوضش کردی؟ زنه دروغکی گفت آره. آخ خدا جون پوشک نداشت تا عوضش کنه. 

بچه هه رو گرفت خوابوند تا بخاطر پوشکش گریه نکنه. پنجره باز بود گفتم بزار روش پتو بندازم. یه خنده مسخره ای کرد شبیه زهر. گفت عادت داره ب سرما. 

یه بچه دگ عم داره. چار سالشه. میگفت این بچه دومیه یعنی همون دختر قشنگه ناخواسته بوده. میگفت میخواستم بندازمش...میگفت دارو گیاهی میخوردم تا بیفته. میگفت مجبور بودم نمیخاستم این بچه هه عم  قربونی نداری شه. 

اون زنای بیشور اشغال, خانومه رو هی بهش اشاره میکردن میگفتن این همون زن فقیرست. این همون زن فقیرست. خب بی شخصیت نمیفهمی غرور داره؟ بعد اومدین روضه حضرت فاطمه؟؟

بچه هه صورتمو خورد :/ منم انقد ماچش کردم دیگه داشتم ب اطراف پاشیده میشدم:! 

عمه م میگفت ما بتو گفتیم بیای اینجا بچه ها خودمونو نگه داری (:-\) اونپخت این فسقلی رو ول نمیکنی؟

زنه میگفت رفتم مجسمه های گلی یه مرده ایو رنگ کردم. سه روز بچه هامو گزاشتم خونه تا برم اونجا کار کنم. اخرش مرده بهم میگه بهت پول نمیدم این ازمایشی بوده. میگه انقد گریه کردم. خدا شرف و مردونگی مرده فکر کنم.

بخاری نداشتن..تلویزیون..هیچی. فقط پولشون رسیده بود با وام یه خونه تازه ساخت توی پایین شهر اجاره کنن. ما پول گذاشتیم؛ مسجد..خیریه ها...فامیلیامون.....تا براشون وسایل زندگی جور شد. بخاری اصلیش بود. تو سرمای زمستون امسال بخاری نداشتن. بابام باورش نمیشد فک کرد الکی میگه ک بخاری نداره. بخاریه ک جور شد اس ام اس داد بابام به مرده گفت خونه باشه ک بخاریو دارن میارن براش. جواب اس ام اسه نمیدپنم چ بود ک بعد از ۴ سال صدای هق هق بابامو شنیدم و پشت بندش فحشاش ب مفت خورا. میگفت چرا تا حالا ازش اجاره میگرفتم من اشغال؟ پسرش با ذوق و شوق میگفت ماهم بخاری داریم ماهم بخاری داریم. 

- ی بار داشتیم میرفتیم پارک جمشیدیه. یه ماشین مدل خیلی بالا و عجیب  غریبی بود ک با برق کار میکرد! خدا میدونست چند میلیارد پولش بود. وایساده بود پشت چراغ قرمز. کنارش یه پیک موتوریه. دست مرده از شدت سرما ترک ترک شده بود لباساش داغون بود دمپایی ابری پاش بود. دختردایی منفورم با اونهمه خود شاخ پنداریش گفت چقد ادما با هم  فرق دارن.

- آخ خدا امام مهدیت کی ظهور میکنه پس؟ 

- دغدغه ما چیه حالا؟؟ امتحان ریاضی شنبه؟! یا اینکه ناهار خونه کسی استنبولی ندن؟!

+ پیرو پیرامون:


آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۳ ۲ ۰ ۶۱

آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۱۳ ۲ ۰ ۶۱


| و بر خداوند توکّل کن  و همین بس که خداوند وکیل و نگهبان تو است.|

|وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا|

|آیه ۳ سوره مبارکه احزاب|


آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۰۸ ۴ ۰ ۵۹

آندرومدا :) ۹۵-۱۲-۰۸ ۴ ۰ ۵۹


۱ ۲ ۳

اگر آندرومدآ را می شناسید سه نکنید! بگذارید اینجا را داشته باشد.