Freedun

* FREEDUN از ZAYN شدیدا توصیه میشود =) *
All the stars are still shining
But you’re the only one I see
I can feel when your heart beats, yeah
But you can’t keep your eyes off me

۲ حرفاتون:)

20 روز تا مشهد =)

داشتم لیسنینگ شونصد صفحه ای مینوشتم که به این جمله برخوردم :

Do you love me because I am beautiful 

?or am I beautiful because you love me 

خب گزینه 2 =/ و ادامه لیسنینگ...

***

امروز اولین جلسه کلاس ریاضی آی ام سی بود. آزمون 28 ام بهمنه و من مشهدم روز آزمون به امید خدا =/ ولی کلاساشو میرم ولی آزمونشو نمیدم =/

ولی خب خداروشکر اجرای تئاترمون 23 امه و دخلی به مشهد جانم ندارد D= آخ جانمی مشهد *.* 

اولای کلاس بود ریحانه داشت شیر کاکائو میخورد. تهش بود. کلاس غرق سکوت بود یهو ریحانه شیر کاکائو عه رو هورت کشید =)

دبیره خواست بگه به به... گفت چه به =/

***

* امروز تمرین تئاتر واقعا در حد مرگ گشنم شده بود و حال نداشتم برم لقمه هامو از بالا بیارم =/ در حدی گشنم بود که به نون رژیمی های دوست چاقالویم قانع شدم.

البت امیدواریم ننه یمان بابت لقمه های نخورده ما را مورد ضرب و شتم خویش قرار ندهد صلواعت =/

* دیگه واقعا حوصله بقیه ی مشقای موسسه رو ندارم. البته فقط استوری بوک مونده بخش 5 امش که از بکس میگیرم =D

* خعلی خوابم میاد خعلی . و خعلی میخوام بخوایم . ولی خعلی حیفه اگه از نت استفاده نکنم =')

* دو تا کلمه اسپانیایی یاد گرفتم =D 

ِتهدید:chantaje

بچه گرگ:loba 

=D 

* عررررررررررررررربدههههه  پوستری که درست کردم واسه هنر عمیقا داغون بود ولی مامانم گفت خوبه. اما خب دبیر هنرمون قبول نکرد ولی گفت نمرتو میدم =D آمّا توی مسابقه شرکت داده نمیشه که خب مهم نبود. ولی خب خسته کوفته 6 تا 3 مدرسه بودم . بعد 3 تا 6 بعدازظهر کلاس زبان. 6تا 10 و نیم شب عم پوستر درست کردم. صبح عم برداشتم تو مدرسه درس 13 و 14 تاریخو خوندم بسیار دقیق =) بعد فهمیدم 15 رو میپرسه -.- 

* واقعا و عمیقا نمیدونم چکار کنم. میترسم اگه برم رشته ریاضی بمونم توش. انسانی که استعدادشو ندارم  البته حفظیجاتم ناباد است نمیتونم برم. تجربی عم از پزشکی و هرچیزی مربوط بهش بیزارم و از زیست متنفرم و زیست و شییمیم و زمین شناسیم و علوم ازمایشگاهیم در حد مزخرفه =") خب ریاضی میمونه تهش و رشته های دانشگاهی که مدنظرمه و احتمال داره بخونشمون از جمله نجوم - هوا فضا - نرم افزار از رشته های ریاضی ممکنه واردشون شد... و مشکلم اینه که میترسم اگه وارد ریاضی گسترده و حرفه ای دبیرستان بشم کم بیارم. و اونجاست که داداچم بزنه تو سرم بگه صد بار نگفتم تجربی برو؟ =/ اگه مطمئن باشم توی ریاضی موفقم میرم حتما. دبیره هم گفت توی ریاضی قبول شدن اسونتر از تجربیه...سو جاست گاد کنز هلپ می *.*

/ روزشمار: 20 روز تا مشهد =)

۲ حرفاتون:)

لبخندی که پاک نمیشود.

عررررررربده دیروز اونهمه چیز میز گفتم واسه مشهد ، الان فهمیدم آزمون IMC -آزمون جهانی ریاضی- که قد چی براش برنامه ریزی کردیم ۲۸ بهمن برگزار میشه در حالیکه من ۲۶ بهمن به بعد اندرون مشهد به سر میبرم. ولی در هر حال من باید مشهده رو برم صوبته :) so آزمون تعطیل ؛) دیش دیریدیدین دیش دیریدیدین دیش دیریدیدین D=

• من: نرگس زینُ گوش دادی آهنگ آخریشو؟

کریم: زینو زینو مُ بیقرارم زینو =\ 

قشنگ ناباد کرد دنیای موزیکو =\

• امروز آزمون داشتیم خفن.لیگ علمی مرحله اول :/ قد پشگل عم نخونده بودم :/ 

وای ۹۰ تا سوال بود. ریحانه پشگل پاسخنامه شو گذاشته بود رو پاسخنامه من; همه جوابا رو توی پاسخنامه اون وارد کرده بودم =\ فکر کن گرفتم نود تا دایره تو پر رو پاک کردم و نودتا دایره توی پر توی پاسخنامه خودم کشیدم =[ ریحانه آشخال چه میخندید کر کر =\ چقد فحش دادم بِش نکبت. البته هار هار دلم خنک شد یه سوال ریاضیو جواب غلط داده بود D=

• دیروز رفتم بوفه بستنی خریدم با این گلو و قیافه داغان سرما خورده. داشتم با بوفه دارمون میخندیدم هرهر. غزل کنارم وایساده بود. منم اصولا ب طرفین میخندم =\ زارت کله هامون خورد ب هم. بدبخت فلک زده کله م خورد ب ابروش. 

• جلسه بود مدرسه مون امروز واسه توجیه اولیه برا انتخاب رشته. دو ساعت داشتیم با غزل زرت و پرت میگفتیم فحش میدادیم مامانش پشتمون بود =| بعدش سلام احوالپرسی اینا کردیم چند نفر از دوستامم اومده بودن پیشمون. مامانش پرسید همتون توی یه کلاسین؟ - گفتم نه خاله. غزل یه کلاس دیگس. ولی ما بقیه همه توی یه کلاسیم =‌D - مامانش گفت آره شانسِ (مکث کرد و ادامه داد) دختر منه.

حس کردم یه چیزیو نگفت =| حس کردم البته. در حد یه حس بود ینی =]

• کی حال داره انشای طنز و غیر طنز بنویسع؟ -دشششششششمن

• کی حال داره شونصد صفحه مبتکران حل کنه؟ -دششششششمن

• سیصد قرن از تولدم گذشته ولی ستایش بهم پیکسل کادو داد =D

• دیشب شام کتلت خوردیم D= مامانم امروز واسم لقمه کتلت گذاشته بود. حالا همیشه پنیر منیر میزاره شانس من ایندفعه ک آزمون داشتیم و خوراکی رو سر کلاس خوردیم، کتلت بود بوش پخش شده بود لَنتی  =\ ولی از شبیخون دشمنان و همکلاسی هل و نیز دبیر مراقب جلوگیری کردم D= ناخارمونم کله پاچه ایی =\ من آف کُرس ، ایت کوکو اِگِن =|

• بازرس اومده بود ببینه نحوه برگزاری آزمونو. یه مَرده بود. اومدع بود توی پانکراسم میپرسید آزمون چطوره؟ =\ حالا قبلش عررررربده میکشید یالله یالله ولی باز میدوید بیاد =\

• آهنگ مردم شهر | حامد همایون شدیدا پیشنهاد داده میشوندی =) لینڪ

• خدآ...شکرت💜

۱ حرفاتون:)

۲۳-۲۴

عرررررررررربده . تولدت مبااارک ^^ تولدت مبارک ^^

و تولد هما جانمان نیز ^^ 

رو عکس کلیک کنید ^^

۹ حرفاتون:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان