چرا بوی عید به مشام من یکی نمیرسه؟

~ کاش میشد تمامِ آسمانِ خاکستریِ شهرم را تکه تکه کرد 

@آندورمدای_رو_بح_قبلح ~

  • آندرومدا :)
  • سه شنبه ۲۴ اسفند ۹۵

دوستان, بیاید اسپیک کنید من یِنقَذه انگیزه زندگی بگیرم :|||

پیروِ پیرامونِ روزای قبل, مامانم مرا از خواب پاشاند که بپاشم بسوی اِسچول. چیشمانم داغان بودند, پس از نیگایی به چیشمان زیبایم, نیگایِ بد و گرخناکی بسویم اذعان داشت و سپس دهان به دشنام گشود و افزود خاک تو سرت که نمیری دکتر, من نیز لبخند ملیحی زده و سپس روی زمین ولو شده بیده بودم. وانگاه که میخواستم از خانه بیرون رفته و سوارِ "آسانگسور" شوم دعا دعا نمودم که هیچکس از خانه اش بیرون نیاید و سوار "آسانگسور" نشود, وگرنه دستم به خون آلوده میشد از برای آنکه خب قیافه ام چونان یکی بود که هیچ شباهتی به شکل و شمایل یک آدمیزاد نداشت و با یک پشگل که چشمهای پشگلی اش زارت زارت آب می آیند, زارت زارت عطسه میکند, صورتش بیابان برهوت, زارت زارت نمیتاند جایی را بیبیند, و زارت زارت فین فین میکند تا انجا که چشمهایش سبز میشوند :| , فرقی نداشت. تازه شلوار کردی فرم مدرسه بعلاوه مانتوی چیز رنگش و همانطور مقنعه ای که فقط ارتفاعش تا کف پای ادم است و موقعی که راه میروی میسابد به زمین , را اضافه کنید. خا مسلما و یقینا و بی شکا و ژِدّاً و پابوسا هرکس را که مرا رؤیت نموده باشد قتل عام میکنُییَم. بالاخره دو روز دیگر شاخ میشوند از برایمان :|

وانگاه با چیشمان بسته به اِسچول رفتیم و سرمان را پایین گرفدیم تا این هفتمی ها و هشتمی های گستاخ فرومایه مسخره مان نکنند. نصف کلاس که پیچانده بودند و نبودند. ربع نصف دیگر هم گروه سرود... هرکس نیز از راه می رسید می آمد میگفت تو چرا داغانی؟...نیم ساعت اول هم تا هشت و نیم معلمان از فقدان بچز سواستفاده نموده اند بساط غیبت را فراهم نموده و سپس معلم ادبیات آمده و میگوید به جای اینکه امتاحان تاریخ ادبیات و آرایه را فردا بگیرم همی الان میگیرم . بچز جیخ جیخ نموده و فرمودند ما هیچی نخونیدیم. من خوشال بودم اما...خا گند میزدم و از استرس جانگدازش خلاصی می یافتم, فلذا امتاحان را با آغوش باز پذیرفته و برگه ام را error 404 not found وار (یه حس غریبی قالَ دابل آر بید :| ) تحویل دادم. ۱۷ شدم با چیشمانی کور -.- وانگاه زنگ خورد و غزل با دیدنم فرمود داداچ برو زنگ بزن بیان دنبالِد شبیه عاغا محمدخان قاجار شدی :|| (عکس شهلا و دلربای عاغا محمدخان) عاغا خیلی بهم برخورد، پاشدم رفتم زنگ زدمT_T اولین بارم بود  و بی شک اخرین بارم خواهد بود چون آن دفتردار پشگل کلی منت سرم گذاشت فلذا عمرا دیگر ازش چیزی بخواهم. خا بی فرهنگ بی شوعور زشت از جیب تو پول تلفن اِسچول را نمیدهند که. 

غزل پوکر وار پرسید چرا نمیروی دکتر خاعرم؟ من نیز در جواب فرمودم میترسم. گفت خا مرض داری به اِسچول می عایی پشگل چَشم؟ من نیز فرمودم خا پشگل مغز گر میماندم عندرون خانه مرا میبردند دکتر. لبخند ملیحی زد, خاک بر سری گفت و رفت.

- توی موزیک دونی گوشیم, داشتم اهنگ زین عزیزمو میگوچیدم, بعدش خواستم خروج را بزنم, اچتباهاً حذفو زدم :|| و حال ندارم بروم دانلودش کنم عاخر :|| مصیبت جانگدازیه میدونم خودم :|| حالا باید انقد بهرام و حامد همایون و احسون و پازل و یاس بگوشم که بمیرم :|| 

و بالاخره طلسم چندساله شیکسته شد و به دکتر رفدم به شرطی که آمپول ننویسد D:

- خوش به حالِدان اگر داداچ بی فرهنگ و پشگلی مثل داداچ بی فرهنگ و پشگل من نداریدون تا هی بگوید خوب اسی (اسچول منظورشه :|| ) رو پیچوندیا و پشت بندش یه چشمک بزند.

ولی خا عاخر دیگر تا کلی روز دیگر اسچول نمیروم. 

عاغا پابوسا اگر تا چارشمبه چیشمانم همینطور پشگلی ماندند خندوانه نیمیروم -~- 

-تا من مریض شدم میوه هایمان تمام شدند :|| 

- فرزانه زنگ زده میگه من ۱۰ شدم تو غصه ۱۷ ات را نخور داداچم :||

- مثل بچه های ابتدایی پیک نوروزی داریم. از همه درسا ۲۰ تا سوال تستی. این وسط کار و فناوری عم خودش را عادم حساب کرده و برداشته سوال داده :|| بزنم این دهنِ منِ ژر بدم :|| 

- موزیکدونی گوشیم ترکیده و زارت زارت قطع میشود و زارت زارت وصل. داداشم گفت صدا اهنگ میاد... آن اتاق بودم داچتم آنشرلی میدیدم فلذا گفدم اون دکمه روی هندزفری رو بزن قطع میشه. اما اینکار را نکرد و نشست اهنگایم را گوچ داد :| سوالی که ساعتهاست ذهن زیبایم را به خود مچغول کرده این است که واقعنی فحش های لیتو و خلصه هایم را گوچ کرده؟ نههههههه بابا زر نزن خواعرم :||

- زین پس تا سیزده ب در, خودم را با عاهنگ و کتاب خفه میکُنییَم بای :*

  • آندرومدا :)
  • دوشنبه ۲۳ اسفند ۹۵

نفسهای آخر اسفند یا نفسهای آخر آندرومدا؟ دیس ایز د کواسچن T.T

- از بوفه مدرسه, با کلی عشق و امید و ارزو یه بستنی گرفتم اسمشو بلد نبودم . رفتم گفتم از اون بستنی کرمیا میدین ک هزارن؟ یه دونه واسه خودم یه دونه واسه غزل گرفتم. عاغا من فقط دور بستنیه رو خورده بودم هنوز خودش مونده بود از دستم افتاد T_T عاغا من فقط پونصدشو خورده بودم. ینی چ خو. این مصیبت جانگداز کمر منو شکست, ب بقیه هم اطلاع دادم و اونا هم مصیبت وارده را بر من تسلیت عرض کردند و خواستن خودشونو توی این مصیبت شریک بدونن.

- عاغا معلم مطالعاتمون برگه ها رو داده بود دو تا از بچه ها صحیح کنن. ک یکیشون از دوستان قدیمی عقده ای من بود ک بخاطر همین مسئله عقده ای بودنش یکدیگر را ترک نمودیم؛ فلذا نمره مطالعات منو داده ۱۸.۷۵ :|| غلطای پشگلی گرفته بود منم دادم ب دبیرمون صحیحش کنه. عاغا شاید باوردون نشه اما عشقدون ۲۰ شد :*

- کریم ابرو خفن با بچه ها تبانی کردن امتحان تاریخ ادبیات و ارایه رو سه شنبه بگیره. خا لعنتی من میخواستم اون امتحان پشگلیو بدم خلاص شم؛ الان باید زجر بکشم تا پس فردا .

- عاغا عید میخایم بریم اصفهان :-* ژون :-* من تا حالا نرفتم :-* ژون :-* ژون :-* ژون :-*

- عاغا میگم احتمالا چهارشنبه میروم خندوانه :-* دلدون عاب :-* آندرومدادون میخاد مشهور شِدون :-*

- عاغا میگم پابوسا خیلی زشته کارنامه عادم ۲۰ باشه ب جز دینی ک هیچوقت ۲۰ نمیشم :-\ ۱۸.۷۵ :|| عاه :|| I am muslim داداچ خا :|| 

- به جون خودم ک میخام دنیام نباشه دارم به ملکوت اعلا پرواز میکنم :|| 

  • آندرومدا :)
  • يكشنبه ۲۲ اسفند ۹۵

#داغان_دِى

- هار هار برید بجای تمرینای صفحه فلان ریاضی, فیلم ببینید, ورد اسکیلو از روی جواب ته کتاب حل کنید, اهداف سال جدیدتونو بنویسید, با چسب فینگیلی بوکمارک بسازید, حالتون بد باشه شام نخورید جاش کرفس خام بخورید ( عاغا کرفس همسر منه اجازه ندارید بهش توهین کنین به حر هال ), اهنگ گوش بدید, توی ذهنتون باهاش موزیک ویدیو بسازید, آمّا... تاریخ ادبیات نخونید, آرایه عم , ورک بوک ننویسید, تمرین ریاضی عم :|| 

- عاغا من موقعی ک داشتم میخوابیدم خوابم نمیومد, ولی وقتی بیدار شدم خوابم میومد :|| خِدایا :|| این چ مرضیست دگر؟ وژدانا سر خواب با من شوخی نکن دیگه :||

- دست و پاهام یه درصد قوت ندارن :/ ک اون یه درصد عم داره صرف تایپ میشه :|| آی ویل مُردینگ والا. چرا واقعا؟ مامانم میگه حساسیت فصلیه :| ب حر هال مادر عصد دگر :|

- وای عاغا ^^ من یه دوست مجازی بسیار خلاق و باحال و استخلالی پیدا کرده بودم به اسم فروغ ^^ شاید باورتون نشه اما اولین کتابش همین امروز چاپ شد ^^ تازه گفت شاید نمایشگاه کتاب امساله تهران بیاد ^^ واعی ^^ اسم کتابش خیلی خفنه ~ مزمن ^^ واعی عاغا ^^ 

- امروز رفتم سایت مدرسه مون توی البوم عکسا خودم پیدا کنم. با اون آل استار و اون پالتوی قرمز و کیف قرمز وژدانا تو همه عکسا بودم :|| نکته اینجا بود ک توی یه عکسه داشتیم امتحان میدادیم. گفته بودن کیف بذارید وسطتون ک مثلا تقلب نکنیم و اینا. بعد همه کیفاشونو افقی گذاشته بودن :|| تازه توی یه عکسه عم داشتم صلوات میفرستادم دهنم سه متر وا بود :|| یه جا عم کنار نمازخونه وایساده بودم داشتم واسه دهه فجر تمرین میکردم دکلمه رو خوب بخونم, قیافم بینظیر بود. نیش وا و در دو نخطه دی ترین دختر دنیا.

- عاغا تاریخ ادبیات ۶۰ تا اعلامه فقط :| یه دونه عم نخوندم یه دونه عم میفهمی :| عاغا اصن کتاب تاریخ ادبیاتم کجیس؟ 

- عاخ ژووووووووووون :-* کلاس زبان این یکشنبه اخرین جلسه امساله :-* میره تا بعد عید :-* خلاص شدیم از دست عان زن ابرو خز با مانتوعای زچتش :-* 

- وای عاغا من عاخرش با این عاهنگه عزذباج میکنم:

عاهنگ احسون

  • آندرومدا :)
  • شنبه ۲۱ اسفند ۹۵