مرا به شوق دیدن تو ...

بعد مدتها از اون گریه های هر روزه خلاص شدم و امروز با تمام وجودم خندیدم. واسه درس امادگی دفاعی شده بودم مدل :# از اون ماسک شیمیاییا زده بودم و با لباس ضد رادیو اکتیو. خیلی شهلا و دلربا شده بودم به واقع :# بچه ها مرده بودن از شدت خنده. بو میداد ماسکه :# موهام بعد برداشتن ماسکه :#

• با مهدیه که از خنده نابود شده بودیم. اون به روی زمین نشستن من می خندید من به اونجوری نشستنش :# تازه همه پاستیلاشم خوردم :° تازه تولد نیکی عم بود، پاستیل نوشابه ایای اونم زدم بر بدن *_*

• با اینکه فاینالمم گند زدم ولی واقعا هیچی نمیتونست حال خوبمو خراب کنه جز رفتن هانیه. هانیه هم مث من داشت زجر می کشید تو این مدرسه :# که کلا لفت داد از مدرسه مون.

• زنگ اخرو همه پیچونده بودن. طوریکه معلم که حرف میزد صداش اکو میشد تو کلاس :#

• Dernie danse | indila

• کانال andromedaschertoperts

۲ ۵
مسـ ـتور
۱۸ آبان ۰۶:۴۱
احیانا فرزانگان درس نمیخونی؟! 0_o
مدل بچه های ما هم همینجوری بود.......

پاسخ :

نه نمونه دولتی :)
مسـ ـتور
۱۸ آبان ۱۳:۰۸
خب فرقی ندارن
مدارس خاص اینجورین....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About me
• از یک فرفر مویِ خندآن بخوانید.

نویسندگان
موضوعات
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان