.


گَدرا داره سِریه میکنه

مامانم اینا امروز ساعت 4 صبح حرکت کردن به سمت شمال. شبش به داداشم گفتم بیا بوس خداحافظی و اینا. چراغا خاموش بود چش چشو نمی دید من و داداشم همدیگرو چلاق کردیم تا همو پیدا کنیم اخرم کله هامون زارتی خورد به هم... حالا به جا خدافظی هرچی از دهنمون در اومد به همدیگه گفتیم D:

صبح هم که بیدار شدم (خیلی سعی کردم زود بیدار شم که شبا زود خوابم ببره اما ساعت 20 دیقه به 11 بود :/ ) مامانم اینا رفته بودن و عموم خونه مون بود. حالا من موقعی که بیدار میشم مث قاتلا همرو نگاه میکنم, قیافمم شبیه سوکس, موهامم پیش بسوی امازون, حالا در اون حالت زامبیایی عموم گیر داده بلوتوثتو روشن کن برات فیلم بچه ها رو ( بچه هاش منظورشه... دوقلو *-* ) برات بفرستم. هیچی دیگه آقا خلاصه چتر انداخته بود تو خونه ما که تا بعد ناهار بمونه. بعدم بابام کاملا ضایش کرد و عموم رفت D: و ما کتلتمونو بی شریک خوردیم D: 

بعدم نشستم فیلم دیدم... THE GIFT 

بدک نبود. ولی موضوعش شبیه رمانای ایرانی بود :/ اخر فیلمم اصن نفهمیدم چی شد تازه :/

با 1 گیگ اینترنت هم انیمیشن بچه رییس و گشت 2 رو دان کردم که گشت 2 فقط 10 دیقشو سیستم خوند :/ بد ضایه شدم بد ://

تازه با ریحانه برنامه ریخته بودیم بریم کافه :/ البته هنوز به بابام نگفتم ولی بابای من اوکیه D: تازه من تمام پس اندازم 10 تومنه حالا معلوم نیس تو کافی شاپ (تایپ کردم فتوشاپ :/ میبینید؟؟ گرافیک در خون منه D: ) قراره پی پی بخورم یحتمل با اون صد هزار ریال وجه نقد :/

فیلمه فقط یه ربعش مونده بود که ریحانه خانوم امر نموییدن که بپاچ بیا پایین. کجا؟ با داداش کوچیکش و باباش اومده بودن پارک دم خونه ما :/ هیچی دیگه هلک و هلک رفتم پایین. با پونصد سال سن با یه جغله چهار ساله تاب بازی و سرسره بازی کردم :// اسمش صدرا بود. بعد ریحانه هی میگفت ما فرار کنیم باهم حرف بزنیم تا بابام اینو بگیره و راحت باشیم. حالا منم هول شده بودم جلو ملت گفتم نه ولش گدرا سریه میکنه :/ (صدرا گریه میکنه :/ )

بعدم رفتیم با هم عکس گرفتیم و بستنی خوردیم. B612 رو نابود کردیم و با 13 درصد شارژ گوشی من همه اینا انجام شده بود :/

منم خمار بقیه فیلمه بودم :/ ولی خیلی خوش گذشت واقعا خیلی وقت بود اینطوری جنب و جوش نکرده بودم.

شاممون ماکارونی بود. بادمجون سرخ شده هم از قبل داشتیم. بعد بابام گییییییر داده بود چرا ماکارونی رو با بادمجون نمیخوری؟ :/ برادر من صوبت منطقی کن خو بعد چرا میگی اندرومدا سوءتغذیه گرفته ://

هدف عکس: ما لاکچریا دست و پا داریم شما ندارید :))))))))))))))))))))))))) 

اون جسم نورانی یک چیز مقدس نیست :/ در چاه است چاه :/

آندرومدا :) ۴
زِدْ عِِـچْ آرْ …
گالریِ من کلا پائه
فقط پا
ما رفتیم کافه 
تو ۹۹/۹۹ درصد عکسا گارسونِ کافه حضور داشت
دگ آخر سر خواستیم عکس بگیریم صداش کردیم گفتیم بیا توام اینجا باش گوناه داری=/

پاینده باشی دوست عزیز :/

مبین‌آ
زَرا راست میگه چون خاطره هامون مشترک منم میخواستم جریان گارسون فِضولو بگم 
نفله زل زده بود تو دوربین لبخندم هی میداد بیرون . حالا ایشالله قسمت شد عکسمونُ میفرستم با گارسون جون آشنا شی 

خا خاا😂

mitra .mo
خوش بگذره!

:*

خرگوشک سیاه :|
این کارتون بچه رئیس روزی ده بار خونه ی ما تکرار میشه توسط آجی کوچیکم @_@
گشت دو ام ک خیلی باحاله :))
عکستونم ک خیلی لاکچریییههه
ای ول ^_^

^~^

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
• از یک فرفر مویِ خندآن بخوانید.
• آندرومدا اسم یه کهکشانه.

• بفرمایید چنلم؛ ماچالا ماچالا شونصد کا ممبر داره ‌D: ⬇
anothergalaxy_blog_ir
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان