.


حسِ هیچکاری نی صُبَته...

متأسفانه دیروز که داشتم از کلاس برمیگشتم و از ضبط ماشین صدای مزخرف خواننده زن قدیمی میومد و داداشم داشت پوکر رانندگی میکرد و همچنان از من سوال می پرسید و شیشه پایین بود، توی تاریکی هوا بوی پاییز به مشامم می خورد. 

کلی کار دارم و از همشون متنفرم. فقط دارم سعی میکنم زورکی کتاب بخونم.

تاریکه چون من خواستم.

آندرومدا :) ۴
مریم شمس
ای بابا
زِدْ عِِـچْ آرْ …
یه دونه بکوب تو سرِ من منم گمشم برم کتابمو بخونم

توکان سبز
منم حوصله ندارم لش کردم رو تخت :|

تفاهم فور اور ؛)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
• از یک فرفر مویِ خندآن بخوانید.
• آندرومدا اسم یه کهکشانه.

• بفرمایید چنلم؛ ماچالا ماچالا شونصد کا ممبر داره ‌D: ⬇
anothergalaxy_blog_ir
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان