آشفتگی

   کابینت های خونه مونو داریم عوض میکنیم. خونه مون با بازار شام مو نمیزنه. داداشمم که نیست و خوشبختانه چند روزی ریخت نحسشو نمیبینم.

داداش کوچیکمم کرمش گرفته بود میگفت بیا برای من خونه درست کن با بالشت و ملافه. منم که منگل، از بچگی از بس این عمل وقیحو انجام داده بودم از معمار زمان عباسی هم خونه هه رو محکم تر و قشنگتر درست کردم براش. بعدم چپیدیم با هم اون تو. کلی خوراکی با خودش برده بود. خوشمزه هاشو خوردیم. بعدشم گفت همونجا میخوابه. البته بابام بغلش کرد گذاشتش رو تخت. کاملا ضایه شد  و خیلی حال کردم.

شب قبل حالم بد بود بابام بهم قرص داد صبش ساعت 12:40 بیدار شدم. مونده بودم چیکار کنم شب خوابم ببره. شانس من مودممون سرطان گرفته بود کار نمیکرد... تا ساعت 5 صبح توی تاریکی میپیچیدم به خودم فکر و خیال می کردم. فقط خدا خدا میکردم مودممون تا فردا درست شه. گفتم خدایا 100 تا صلوات میفرستم... بعد اشتباهی تسبیحات اربعه رو گفتم :/ گفتم خدایا 30 تا الله اکبر گفتم 70 تای بقیه رو صلوات میفرستم دیگه.

بعدم نمیدونم چرا داداشم هنزفری توی مشتش بود نصف شبی. بعد هی زارت زارت میخورد به چوب تخت. جنی شدم از دستش کشیدم.

صبح هم که بیدار شدم یکی داشت مث چی آیفون میزد.

کلاس زبان و تکلیفاش عم که...ـ(همون گیفه)

آندرومدا :) ۷ ۴
Maryam
سلام 
چقدر لطف داری به داداشت ( چشمک ) اما خب قبول دارم یه وقتایی رو نروو آدم راه میرن منم داداشم ۶ سال از من بزرگتره و یه وقتایی اصلأ حوصله شو ندارم ولی خب برادرست دیگر چه کنم ؟ ما هم سه تاییم و ته طغاری بنده هستم و یه خواهر سه سال از خودم بزرگتر دارم 
مودمتون سرطان گرفته بود خخخخخ عجب تیکه باحالی ، ولی واقعأ خیلی حس بدیه حس می کنی از دوره ساسانیان تو عصر ۲۰۱۷ داری زندگی می کنی اصلأ بد وضعیه شاید شارژتون تموم شده بوده ، تسبیحات اربعه !!!! مگه با خدا تعارف داری ؟ نیتتو تغییر میدادی 
آخی نکش از دست بچه اونجوری 

من چون ته تغاری نیستم حرص میخورم خب :/

^‍ـ^

زِدْ عِِـچْ آرْ …
من هفت صب به زور خوابیدم مرض گرفته بودم-_-

خوشبحالم پ

زِدْ عِِـچْ آرْ …
برو تسبیحاتِ اربعتو بفرس تو

همون گیفه

زِدْ عِِـچْ آرْ …
منم همون گیفه

://

Aramam .F
خدا صبرت بده هم بابت داداشا هم خونه که بازار شامه هم مودمتون...
:)

ممنااااان از ابراز همدردی

پسرک فضایی
من دیروز ساعتای یک و نیمى خوابیدم صبحى پاشدم درس بخونم واسه کلاسى که الان باید برم -_-
حال میده با داداش کوچیک بازى کنى :)
البته من خودم کوچیکه هم و هیچ وقت بهم محل هم ندادن :| با خودم بزرگ شدم :)

گاد بلس یو ..

والا خوشبحالت ما مردیم از بس ماشین بازی و کارت بازی کردیم 😐

سها .ج
همون گیفه:دی
چقدر مهربونی با داداشت:|خونه میسازی براااش؟:|واعجبا!!!

 D: 

 و D: تر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان