تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
- بزرگ میشم یادم میره :]


- میتونم بگم تئاترمونو تقریبا بی نظیر اجرا کردیم. به خاطر اینکه تا حالا هیچ کجا توی هیچ تمرینی انقد خوب حس نگرفتم. و طبق تصورم آخرای تئاتر سوتی عظیمی دادم :/ دیالوگم کامل از ذهنم پرید :/ پر :/ پر :/ به حدی که رفتم عقب و زهرا اولشو گفت " دستای منو باز میکنید؟" و بدین سان خودمو کشیدم جلو و با زاری و التماس خودمو انداختم زمین و دستامو ب سمت شونصد نفر نیش گشاد گرفتم " دستای منو باز میکنید"؟ 

-  بهار عالی رفت نقششو. یه داوره انقد خوشش اومد. تازه بهمون گفت خسته نباشید بچه ها ^^ ب هیچ گروهی نگفته بود ^^

- وای خدای من یه صحنه راضیه باید دراز میکشید روی تخت بیمارستان :/ پاشو گذاشت روی تخت- تخت یهو پرید بالا :/ من؟ :/ من ؟:/ 

- از 2 تا تئاترای دگ هم خیلی خوشم اومد. ولی یکیش طنز بود ولی خاب فقط خنده دار بود و بنظرم از لحاظ محتوایی امتیاز نمیگرفت. یکیش هم طنز بود و از تمبک استفاده میکردن و خیلی جالب بود نحوه بازیشون.

- واقعا قبلش استرس نداشتم . اصلا! ولی تا زنه اومد گفت بعدش نوبت مدرسه شماس عربده هایمان ب هوا رفت :)

- تنها نکته منفیش این بود ک جلو آینه مستراح گریممون کردن ://

- خوراکیامم نخوردم :/ مامانم کلی دعوام کرد ولی الکی بهش گفتم ناهار خوردم :/ ولی خب یه نصفه کلاب خوردم.

- وای وای من چقد شانسم بوقه :/ توی خیابان بودیم. از سالنه اومدیم بیرون. خواستیم سوار ون شیم. من کلاب دستم بود. کلابم رفت زیر ماشین :///////////////////////// رفت زیر ماشین :/ زیر ماشین :/

- لباسم سفید بود. گریمم سفید بود. بهار میگفت شبیه عروس شدی :/ بعد خودش لباس مشکی تنش بود وسط سالن هی ادا در میاورد میگفت بیا خانومم ://

- جعبه کمکهای اولیه روی پام گذاشته بودم. یهو صدای بوق بوق های قبل انفجار بمب اومد :/ من یه لحظه زل زدم ب بهار. یهو عربده ضبط بلند شد " حااااامد پهلانه ":/ 

- به حدی خندیده بودم که نمیتونستم آبه رو قورت بدم :/

- صدای اهنگو توی ون برده بود بالا، مردم توی خیابون داشتن میرقصیدن :/ حالا اصن اهنگه رقصی نبود :/

- وای یه گروه اجراش ضعیف بود. داورا یهو وسط تئاترشون بهشون گفت برید پایین. دلم خیلی براشون سوخت.

- وای خدا فکر اینکه فردا باید خودم برگردم خونه از مدرسه - خودم برم کلاس زبان- و نیز برگردم ممکنه ب امروزم گند بزنه :/

- وای امتحان دینی امروزو پیچوندیم . ژون :)

- چیشمام افتضاحه :/ پاک عم نمیشه لامصب :/

- 23 بهمن کم نظیر بود. خدا جونم همه اینا به خاطر توعه. دوست دارم :)

آندرومدا :) ۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۸ ۶ ۰ ۹۹ روزانه

نظرات (۶)

  • خانومِ حدیث :)
    شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ , ۱۷:۲۳
    رتبه خوب بیارید ان شاء الله ^__^
    + هر روزت به قشنگی امروز؛)
    با وایتکس پاک کن گریمتو  :دیی
  • سکوت :)
    شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ , ۲۰:۱۶
    ایشالا...ایشالا! :) ایشالا یه رتبه ی خوب! :)
    وای بوق قبل انفجار بمب رو خوب اومدی :))
  • پرتقالِ دیوانه
    يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ , ۰۰:۵۶
    کلی خندیدم با پستت :))))
    گفته بودم خیلی با نمک مینویسی؟:دی
    • author avatar
      آندرومدا :)
      ۲۴ بهمن ۹۵، ۱۹:۴۰
      خودم میدونستم هانی 😌 به هر حال من متعلق ب همم 😌
  • لیمو ترش🍋
    يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ , ۲۱:۲۴
    چ خوب بود:))
    کلاب نفهمیدم چیع:|
    رتبه میارید:)
  • لوتوس
    يكشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ , ۲۲:۰۳
    تبریکککککککک.خسته نباشین.
    فقط کلاب چیه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اگر آندرومدآ را می شناسید سه نکنید! بگذارید اینجا را داشته باشد.