تمام.

دیشب تموم شدی...یعنی خب راستش پریشب. اما من دیشب تمومت کردم...فوتت کردم و برای همیشه به ابدیت پیوستی. 

خیلی با خودم فکر کردم. یکی توی گوشم میگفت چیکار کردی توی پونزده سالگیت؟ چکار کردی؟؟ با گستاخی جوابشو دادم.. من توی پونزده سالگی جدیِ جدی و ااقعنی شروع به نوشتن کردم. نه وبلاگ! هیچیِ هیچیِ هیچی ازش نمیدونم ؛ دوست دارم بدونم ولی خب دوست دارم بیشتر قصه ها رو بنویسم. تیر ماه رو با بازنویسی رمانم شروع کردم و توی مجازی به اشتراکش گذاشتم. خوشحالم که با استقبال روبرو شد و باعث شد با انگیزه ادامشو بنویسم. 

بی رمق و بی هدف درس خوندم و نمره بدی هم نگرفتم اخرش...اما خب میتونستم بهتر باشم. 

دیگه چی؟ 

دیگه...

هیــ...هیچـــــ...هیچی.

۱۵ سالگی هم به اینصورت. باز گند زدی بی خاصیت؟!

شونزده اینده رو با چه رویی میخوای فوت کنی؟ یه غلطی بکن دیگه.

با دفترچه جینگولی که غزل بهم کادو داد چیکار کنم؟ توش چی بنویسم که بمونه برام؟ =]

تولدت مبارک! :) با تاخیره، ها؟ مهم نیست، مهم اینه که برات بابرکت باشه! : ))
خب رمان رو اینجام بذار بخونیم.

ممنان =] 

ژانرش به سلیقه همه نیست 

مبارکا باشه :*
بترکونی 16 سالگی رو :)
قدر سال های ِ قبل 20 رو بدون ،بعد 20 مثه برق و باد میگذره :)
با آرزوی بهترینا

ممناناااااااات 💜💜💜

[دُختَرِ هَیولا] ۲۷ دی ۹۵ , ۲۲:۰۰
تولدت مبارک :)
شونزده سالگیت پر از اتفاقاى خوب :)

=]

هپی برث دی آندرومدآ:)))
شونزده سالگی واسه من به شخصه بهتر از پونزده سالگی بود...ایشالا که برای تو هم کلی خوب باشه:*

=] 💜


مبارک باشه. :)

و اینکه، اشکالی نداره ما هم رمانتو بخونیم؟

=D

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان