آآنـــدرومـــدآآ

- هیچ - جز همه چیز -

آآنـــدرومـــدآآ

- هیچ - جز همه چیز -

آآنـــدرومـــدآآ

آندرومدا اسم یه کهکشانه... نزدیکترین کهکشان به راه شیری... حالا حالا ها هم قرار نیست به ما بخوره!
تعریفی از آندرومدا میتونه " یه دخترِ خندونِ آشوبِ دوستدارِ کتاب و نجومِ معمولیِ معمولیِ اهلِ قصه نوشتنِ متنفر از علامت تعجبِ دیوونهٔ آنشرلی و خانهٔ کوچکِ عاشقِ پدر و مادرش " خلاصه بشه. به دنیای ناپخته من خوش اومدید :)

فقر مطلق چشمهایت * 3

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ

حرف نمیزد... لام تا کام... فقط بغض بود که گلوی زخمی اش را چنگ میزد و فریادش را همانجا توی حنجره اش میچلاند...همین بود دیگر...همین...همین سکوت لعنتی اش تا پای دار کشیده بودش ... همین سکوت مجبورش کرده بود که با دستهای بسته و طناب تشنه به او از سکوت بلرزد و صم بکم باقی بماند... همین لرزش چهارپایه لعنتی داشت آرزوهای قشنگش را در عرض یک ضربه به فنا میداد...

حالا چهار پایه آن طرف افتاده بود...هیچکس رویش از سکوت نمیلرزید...هیچکس غصه آرزوهای به فنا رفته اش را نمیخورد...هیچ طنابی تشنه نبود...فقط صدای ضجه می آمد...طناب لاشخور حالا حالا ها گلوی چلانیده شده از بغضش را رها نمیکرد



باز هم "فقر مطلق چشمهایت" ـ آندرومدا

  • آندرومدا :)

دلنوشته

نظرات (۱)

  • 💖 miss fatemeh 💖
  • چقدر زیبا و دردناک...
    آفرین :)
    پاسخ:
    =)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">