expecting...

خیلی بَده آدم منتظر کسی باشه و اون نیاد...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

منتظر معلم پرورشیمون بودم تا الآن که بیاد و برگه مسابقه کتابخوانیو بِش بدم D: نیومد =\




_________________________________________________

پاورقی:

۱. ممکنه کلمه ای که توی عنوان نوشته باشم معنیش انتظار نباشه اما مطمئن نیستم که نباشه و حال ندارم برم چک کنم =\ اما ۹۰٪ درسته =) اگرم غلطه سه نکنید ضایه شم=\

۲. انقد حرصم میگیره...همیشه توی مدرسه هستا...یه بار که من کارش دارم چیز ~.~

۳. باور کن اگه وقت مسابقه هه تموم شه و من هنوز اونو نداده باشمش به تو تموم زحمتام هدر میره و بی شک کتابخوانه پیل تنِ اتاقتو میپاچینونونم اون وسط... شوخیَم ندارم بات.



لیمو ترش🍋 ۰۷ دی ۹۵ , ۱۷:۱۴
تو مدرسه ما معاون پرورشی مون خودشو میکشع هیچ کی هیچ اقدامی نمیکنع!!

تو مدرسه ما هم همینطوره ولی خب من روانی اینجور کارام...واسه همین به قول مامانم همیشه نفر اولم :دی

منـَم؛ همون یهـ نفَـ ـر :) ۰۷ دی ۹۵ , ۱۵:۰۱
ان شاء الله که وقت مسابقهه تموم نمیشه تا شما شرکت کنی :)

:)

مهندس میم ۰۷ دی ۹۵ , ۱۴:۳۰
یا اَبَرفرض !! O_o
پرتقالِ دیوانه ۰۷ دی ۹۵ , ۱۴:۲۴
از تو مدرسه پست گذاشتی؟

نه بابا :/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان